| کسب و کار |

چالش های پیش روی استارتاپ ها - بخش دوم

چالش های پیش روی استارتاپ ها - بخش دوم
سارا درجزینی
نویسنده سارا درجزینی

پیشنهاد می‌کنیم حتما پیش از خواندن این مقاله، بخش اول مقاله را از اینجا مطالعه کنید

همانطور که پیش از این در بخش اول این مقاله گفتیم و با 5 چالش اولیه‌ی پیش روی استارتاپ‌ها آشنا شدیم، در صورتی که به مشکلاتی مثل مسائل مالی، برنامه‌ریزی و مدیریت زمان، بازاریابی و فروش و نداشتن پرسنل مناسب، آن‌ها به درستی پرداخته نشود، می‌تواند برای استارتاپ‌ها مشکل ساز شده و آن‌ها را به دردسر بیندازد و حتی باعث شکست آن‌ها شود.

در ادامه‌ی این مطلب به 5 مورد دیگر اشاره خواهیم کرد که ممکن است بعضی از آن‌ها بسیار ساده به نظر برسند و بسیاری از افراد و بنیانگذاران استارتاپ به کمتر به آن‌ توجه کنند.

5 چالش ساده که کمتر مورد توجه قرار می گیرد...

 

 چالش ششم: بنیانگذاران‌تان چجور افرادی هستند؟

باور کردنش سخت است، اما بنیانگذاران یک استارتاپ، همان افرادی که با شور و اشتیاق فراوان ایده‌ی خود را از صفر به یک کسب وکار پرورش داده اند، ممکن است در مشکلات آن نیز نقش داشته باشند. درست است که این افراد یک محصول یا خدمت را طراحی کرده و برای ارائه به بازار آماده کرده‌اند و چرخ‌های یک کسب وکار نوپا را به حرکت درآورده‌اند، ولی با این حال آن‌ها نمی‌توانند همه‌ی کارها را انجام دهند.

حتی اگر می‌توانند نباید این کار را انجام دهند. چرا که این موضوع تنها مربوط به زمان و مدیریت آن که در چالش پنجم به آن اشاره‌ کردیم نیست، بلکه یک مهارت است.

یک رهبر خوب میزان تخصص خود در حوزه‌های مختلف و محدودیت‌های آن را به خوبی می‌شناسد. او می‌داند که برای اینکه کسب و کارش را با موفقیت توسعه دهد نیازی نیست خودش به تنهایی در مواردی مثل فروش، امور مالی، بازاریابی، منابع انسانی و... که یک استارتاپ برای موفقیت نیاز دارد، بهترین باشد.

بنابراین اگر بنیان‌گذار هستید، (یا ممکن است در آینده باشید) از اشتباه بزرگِ " خودم از پس همه‌ی کارها برمیام" خودداری کنید. تمام کارها و تصمیمات مهم را برای خودتان باقی نگذارید. حجم کار را بین افراد مختلف تقسیم کنید. مدیرانی را استخدام کنید که بتوانند شکافهای دانش شما را پر کنند، با آن‌ها مشورت کنید و به توصیه‌هایشان گوش کنید. ( در اینجا لازم است باز هم بر اهمیت چالش چهارم تاکید کنم. اگر از ابتدا افراد مناسب را استخدام کنید دیگر لازم نیست در میانه‌ی کار که حجم کار زیاد است با مشکلاتی که پیش‌تر اشاره شد دست و پنجه نرم کنید.).

 

چالش هفتم: آیا به افزایش ظرفیت فکر کرده‌اید؟

کسب و کارتان پیشرفت کرده و رشد خیلی خوبی را در فروش داشتید؟ خوش به حالتان!

احتمالا اکنون سعی می‌کنید مقیاس تولید خود را با تقاضایی که روز به روز در حال افزایش است تطبیق دهید.

دغدغه‌ی شما در این جا تنها اضافه کردن چند کارمند، همانطور که در چالش چهارم یادگرفتیم، نیست. شما باید تفکر استراتژیک داشته باشید و نقش‌هایی را که بیشترین تأثیر را خواهند داشت در اولویت قرار دهید. جالب است که این افراد همیشه کسانی نیستند که شما فکر می‌کنید. مثلا شاید نیاز به استخدام نیروی مخصوص منابع انسانی بیشتری داشته باشید (از آنجا که ناگهان تعداد کارمندان بیشتری هم دارید)، یا شاید نیاز به تمرکز روی ایجاد بخش‌هایی مانند پشتیبانی داشته باشید.

همچنین ممکن است از آنجایی که تعداد کارمندان افزایش یافته، برای برطرف کردن مشکل کمبود فضا به فضای اداری بزرگتری احتیاج داشته باشید. یا شاید برای پشتیبانی بهتر مشتری‌های خود نیاز به ایجاد دفاتر در سایر شهرها یا خارج از کشور داشته باشید.

با همه‌ی این‌ها باز هم تکرار می‌کنم، موفقیت استارتاپ شما در گرو برنامه‌ریزی و سرمایه‌ای است که در این راه جذب می‌کنید. پس اگر برای  Scale up بودجه‌ی لازم را ندارید و برنامه‌ی جایگزینی نیز برای جذب سرمایه و تامین بودجه ندارید، بهتر است خود را برای یک شکست دردناک آماده کنید.

 

چالش هشتم: چقدر از رقبا برای بهتر شدن خودتان استفاده می‌کنید؟ 

مهم نیست که محصولات یا خدمات شما چقدر عالی باشند، بازار شلوغ است و همیشه در حال رشد. قرار نیست شما برای مدت طولانی‌ای تنها بچه‌ای باشید که در زمین بازی آزادانه بازی می‌کند. رقبای جدید می‌توانند به سرعت زمین بازی را تغییر داده و جای شما را بگیرند.

بنابراین باید خود را از منظر مشتری‌های بالقوه‌تان برانداز کنید و ببینید از نظر آن‌ها چه چیزی باعث تفاوت شرکت شما می‌شود؟ چه چیزی محصولات شما را خاص می‌کند؟ چه چیزی برند شما را منحصر به فرد می‌کند؟ چرا کسی شما را از میان رقبا انتخاب می‌کند؟

یادتان باشد، وقتی صحبت از رقبا می‌شود، باید تعادل مناسبی بین "ما" و "آن‌ها" برقرار شود. قرار نیست شما صرفا در مقایسه با رقبایتان تعریف می‌شوید. باید بتوانید با اعتماد به نفس در مورد آنچه شما به بازار اضافه کرده و مزیت‌های کارتان صحبت کنید.

در نهایت باید چشم خود را روی رقابت و چشم‌اندازی که به سرعت در حال تغییر است باز کنید چرا که همانطور که بارها در همین مقاله گفتیم، داشتن یک استراتژی صحیح، ایستادن روی پاهای خودتان و توانایی انطباق با اتفاقات جدید است که موفقیت یا شکست شما را تعریف می‌کند.

 

چالش نهم: مدیریت، یکی از اصلی‌ ترین پایه های موفقیت شما

یکی از چیزهایی که اگر در روند آن مشکلی به وجود بیاید استارتاپ به هیچ‌وجه نمی‌تواند هزینه‌های آن را بپردازد مدیریت ناکارآمد و ضعیف است. در این را پر پیچ و خم هر اتفاقی ممکن است بیفتد. یک تیم مدیریتی که در مراحل اولیه به خوبی با یکدیگر کار کرده اند ممکن است با گسترش کار و مشکلاتی مثل فروش ضعیف یا شرایط بازار با یکدیگر به مشکل بخورند.

برای تصمیم‌گیری درست باید افراد مناسب داشته باشید. اگر چالش چهارم (در بخش اول این مقاله) و چالش ششم را به درستی و موفقیت پشت سر بگذارید قطعا پشت سر گذاشتن چالش دهم نیز برایتان راحت‌تر خواهد بود.   

بنابراین وقتی تیم رهبری خود را تشکیل می دهید باید دو کار اصلی را انجام دهید:

ابتدا باید اطمینان حاصل کنید که اعضا تیم به خوبی با یکدیگر کار می‌کنند. برای اینکه تلاش‌هایتان به اندازه‌ی کافی مؤثر باشد، باید همه به یک اتفاق نظر و عقیده‌ی یکسان برسند. یکی از راه های انجام این کار ایجاد شفافیت در فرآیند تصمیم‌گیری تیم مدیریتی شما است، بنابراین هر کس در تیم می‌داند که تصمیمات مهم چگونه گرفته می‌شوند.

سپس باید مطمئن شوید که تیم شما به خوبی کار می‌کند. حواستان به کارهایی که نتیجه می‌گیرند و کارهایی که نتیجه نمی‌گیرند باشد و اگر متوجه موارد اساسی یا طولانی مدت شدید قبل از اینکه مشکلات اساسی رخ دهند، در اسرع وقت به آن‌ها رسیدگی کنید.

این موضوع ممکن است به برخی گفتگوها یا حتی تصمیمات ناراحت‌کننده منجر شود اما داشتن یک مدیریت قوی برای هدایت استارتاپ شما در جهت درست بسیار مهم و حیاتی است.

 

چالش دهم: آیا می‌دانید مربی‌ها (Mentor) می‌توانند شما را از شکست نجات دهند؟

ممکن است یک محصول یا ایده‌ی عالی داشته باشید، اما تجربه بازار یا دانش لازم برای رفتن به به سطح بعدی از کسب و کارتان را نداشته باشید. اینجا جایی است که یک منتور وارد می‌شود و با داشتن دانش، تجربه و اعتماد به نفس به شما در گذاشتن از موانع جاده‌ی استارتاپ‌تان کمک می‌کند.

قطعا داشتن شخصی که قبلا در جایی که شما هستید بوده و اینکه بتوانید هنگام تصمیم‌گیری های مهم به او تکیه کنید، بسیار مفید است. اما همه افراد به چنین افرادی دسترسی نخواهند داشت. اگر شما هم از این افراد هستید، از دیگر منابع مانند کتاب، مقاله یا پادکست و گسترش شبکه‌ی دوستان و آشنایان خود در زمینه‎‌ی کار‌تان برای پیدا کردن بنیانگذاران الهام بخشی که آن‌ها را تحسین می کنید، استفاده کنید.

 

در آخر

استفاده از تجرببات دیگران و درس گرفتن از آن‌ها بهترین راهی است که می‌توانیم بدون اینکه خودمان اشتباهی بکنیم آن راه را از نزدیک لمس کرده و از آن درس بگیریم. از طرفی اگر قدیمی‌ترها این تجربیات را با ما به اشتراک نمی‌گذاشتند احتمالا ما هم باید تک‌تک این موارد را خودمان تجربه می‌کردیم. پس به یاد داشته‌باشید، روزی که شما هم در کارتان موفق شدید و اسم و رسمی برای خودتان به هم زدید، حتما این تجربیاتتان را با دیگران به اشتراک گذاشته از این طریق به آن‌ها کمک کنید. 

در این دو مقاله سعی کردیم به اصلی‌ترین و مهم‌ترین مواردی که ممکن است در راه پر پیچ و خم تاسیس یک استارتاپ به آن‌ها بربخورید اشاره کنیم. ولی به یاد داشته‌باشید، اگر قصد تاسیس یک استارتاپ را دارید و می‌خواهید در این راه موفق شوید حتما باید پیش از شروع درمورد جزئیات ریز این راه تحقیق کرده و با افراد آگاه در این زمینه مشورت کنید.

بعد از این که در مورد راه پیش رویتان به خوبی تحقیق کردید باید خود را آماده کنید که از منطقه‌ی امن خود بیرون آمده و روز به روز برای پیشرفت کسب و کارتان بیشتر تلاش کنید.

یک استارتاپ ممکن است در راه رشد خود، به ازای هر دو قدم به جلو، یک قدم به عقب برگردد.

پس به این فکر کنید که: حاضرید در این راه چه کارهایی انجام دهید؟ آیا حاضرید خود را در شرایطی بسیار سخت قرار دهید تا استارتاپ‌تان نتیجه داده و شکوفا شود؟ آیا حاضرید در این راه بارها از خود گذشتگی کرده و حتی از زمان استراحت و تفریح خود برای رسیدن به هدفتان بگذرید؟ آیا حاضرید در حالی که بسیاری از دوستانتان به راحتی در شرکت‌های مختلف مشغول به کارند و حقوق قابل توجهی نیز دریافت می‌کنند شما روزها زودتر از همه وارد شرکت شده و شب‌ها دیرتر از همه به خانه بروید، درحالی که ممکن است در سال‌های ابتدایی درآمدتان نصف دوستان هم‌دوره‌ای‌تان هم نباشد؟

اگر به این سوالات و تمام مشکلاتی که ممکن است سر راهتان باشد فکر کرده‌اید و تمام این‌ها را می‌پذیرید، می‌توان گفت شما در تصمیم‌گیری مصمم هستید و با فکر کردن به مشکلاتی که پیش رویتان است و برنامه‌ریزی برای آن‌ها نیمی از راه را پیموده‌اید. پس فعلا برایتان در این راه آرزوی موفقیت می‌کنیم و امیدواریم روزی که استارتاپ خودتان را تاسیس کردید برایمان از راهی که طی کردید بگویید.

 

 

درباره نویسنده

سارا درجزینی

سارا درجزینی

سارا هستم؛ عضو تیم سورناآکادمی و دانشجوی داروسازی دانشگاه شهید بهشتی. در زندگی‌ام به خیلی از حوزه‌ها سرک کشیده‌ام ولی از خواندن چندتا موضوع خسته نمی‌شوم؛ مدیریت، مارکتیگ، زبان‌های مختلف و البته کتاب شازده کوچولو! باور دارم چیزی که از اینکه کجا، چه کاری انجام دهیم، خیلی مهم‌تر است؛ این است که ارزشمند باشیم و ارزش بیافرینیم.

0 نظر

ارسال نظر